رژیم غذایی

رژیمی که فقط پانزده روز طول میکشد...



روز اول

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند

ناهار : 2 عدد تخم مرغ سفت آب پز + اسفناج پخته + 1 عدد
گوجه فرنگی

شام : 300 گرم گوشت پخته یا کبابی  + کاهو + آب لیمو ترش

 
روز دوم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند

ناهار : 10 ورق کالباس مرغ + یک لیوان ماست کم چرب

شام : 300 گرم گوشت کبابی یا پخته +کاهو + آب لیمو ترش

 
روز سوم

صبحانه : یک فنجان چای + 2 عدد خرما

ناهار : نصف سینه مرغ پخته یا کبابی + کاهو بدون آبلیمو

شام : سالاد
کرفس
+کلم +
گوجه فرنگی
+ سس آبلیمو

 
روز چهارم

صبحانه : یک فنجان قهوه +یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک لیتر آبمیوه ترجیحا آب سیب یا هویج + یک لیوان ماست کم چرب

شام : 2 عدد تخم مرغ آب پز + هویج پخته رنده شده + 200 گرم پنیر رژیمی یا کم نمک

 
روز پنجم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک عدد ماهی پخته یا کبابی کامل + یک قاشق چایخوری کره + آبلیمو

شام : نصف سینه مرغ + کاهو + آبلیمو + روغن زیتون

 
روز ششم

صبحانه : یک فنجان چای + 2 عدد خرما

ناهار : 10 ورق کالباس مرغ + یک فنجان ماست کم چرب

شام : نصف سینه مرغ + کاهو + آبلیمو + روغن زیتون

 
روز هفتم


صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : 2 عدد تخم مرغ سفت آب پز + یک ورق کالباس + کاهو

شام : سالاد کلم +
گوجه فرنگی
+ سس آبلیمو + یک عدد میوه

 
روز هشتم


صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند

ناهار : نصف سینه مرغ پخته یا کبابی + کاهو + آبلیمو

شام : 300 گرم گوشت کبابی یا پخته +کاهو + آبلیمو + یک عدد میوه


 روز نهم

صبحانه : یک لیوان شیر

ناهار : نصف سینه مرغ پخته یا کبابی + کاهو + آبلیمو

شام : سالاد کاهو + خیار +
گوجه فرنگی
+ سس آبلیمو + یک عدد میوه

 
روز دهم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک لیتر آبمیوه ترجیحا آب سیب یا هویج + یک لیوان ماست کم چرب

شام : یک عدد تخم مرغ آب پز + یک هویج پخته شده + 200 گرم پنیر رژیمی یا کم نمک

 
روز یازدهم

 صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک عدد ماهی پخته یا کبابی کامل + یک قاشق چایخوری کره + آبلیمو

شام : نصف سینه مرغ + کاهو و
کرفس

 
روز دوازدهم

صبحانه : یک لیوان چای + 2 عدد خرما

ناهار : 2 عدد تخم مرغ سفت آب پز + یک هویج پخته شده

شام : نصف سینه مرغ + کاهو و
کرفس

 
رژیم نگهدارنده

روز سیزدهم

صبحانه : یک لیوان شیر

ناهار : گوشت یا مرغ پخته یا کبابی +
گوجه فرنگی
و سس آبلیمو + سالاد کاهو

شام : سوپ آب مرغ یا آب گوشت + 2 عدد نان تست + 2 عدد میوه


 روز چهاردهم

صبحانه : یک لیوان چای + یک ورق نان تست با عسل

ناهار : 5 ورق کالباس مرغ +
گوجه فرنگی
+ 1 عدد خیارشور + 2 ورق نان تست

شام : نصف سینه مرغ + سالاد کاهو + خیار +
گوجه فرنگی
+ یک عدد میوه

 
روز پانزدهم

صبحانه : یک لیوان شیر

ناهار : گوشت یا مرغ کبابی یا پخته شده + سالاد خیار و
گوجه فرنگی

شام : سوپ آب مرغ یا گوشت + 2 ورق نان تست + 2 عدد میوه

 بعد از 15 روز میتونید بصورت معمول غذا میل کنید حتی شیرینی اما به اندازه ی کم اگه وزنتون تا 6 یا 10 ماه بعدش به اندازه 2 کیلو برگشت فقط 3 روز رژیم نگهدارنده رو بگیرید تا به وزن اولتون برگردین حتما در طول روز 5 لیوان آب بنوشید

رژیم بدون کوچکترین تغییری باید انجام بشه و اگه حتی یه آب نبات خوردید رژم رو قطع کرده دو ماه بعد شروع کنید اثر رژیم تا یک ساله

جای چای و قهوه نباید عوض بشه

اگه کامل رژیم رو انجام بدید 8تا10 کیلو وزن و 10تا15 سانت سایز کم میکنید

 ورزش موثر در این رژیم :

روزی 6 نوبت و هربار 11 نفس عمیق که معادل 3 کیلومتر دویدن است .

پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید و شکم و باسن را منقبض کنید  به وسیله ی بینی ریه ها را پر از هوا کنید و به آرامی دستها را بالا ببرید و تا 10 بشمارید بعد از راه دهان تمام هوا را خارج کنید و به آرامی دستها را پایین بیاورید هنگام خارج کردن هوا از ریه شکم و باسن را آزاد کنید

 

سس آبلیمو : 2 قاشق ماست + یک قاشق غذاخوری روغن زیتون + یک قاشق آبلیمو + نمک و فلفل

سوپ مرغ : یک لیوان آب مرغ + نصف فنجان سیب زمینی خرد شده + یک فنجان هویج خرد شده + نصف فنجان نخود فرنگی + کمی نمک و آبلیمو

 

غذاها
یی که به جای گوشت قرمز و مرغ و ماهی و تخم مرغ میتوان استفاده کرد :

1-بورانی کدو : 2 عدد کدوی متوسط را حلقه حلقه کرده یک عدد
گوجه فرنگی
خرد شده و یک قاشق روغن مایع به آن اضافه کرده پخته با یک لیوان ماست بدون چربی میل کنید

2-بورانی اسفناج : نیم کیلو اسفناج را با کمی نمک پخته با یک لیوان ماست کم چرب میل نمایید

3-عدسی : یک فنجان عدس پخته را با کمی آبلیمو میل نمایید

4-گل کلم : یک چهارم گل کلم متوسط را با یک قاشق روغن جامد و یک لیوان آب و یک قاشق رب
گوجه فرنگی
پخته و میل نمایید

5-سالاد
کرفس
: یک لیوان
کرفس
خرد شده را به همراه کاهو و یک عدد
گوجه فرنگی
به همراه سس آبلیمو میل نمایید


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 09 شهریور 1393 | 10:59 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

خداوند بهترین چیزها را به کسانی میبخشد که انتخابها را به او واگذار میکنند…
خودتان را باور داشته باشید، شما لایق بهترین ها هستید..
دلتان پر امید و دستتان همیشه در دستان خدا ♥♥♥♥


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 | 02:57 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

آنهایی که آرام و آهسته در لحظه ها قدم می گذارند
آنهایی که در سکوت، تردید فردا را می پوشانند…
آنهایی که در تاریکی با قدرت کلام، روز را نوید می دهند♥
آنهایی که بی سخن با عمق نگاهی دوست داشتن را فریاد می کنند♥
آنهایی که زیر چتر عشق بی منت ،باران را به میهمانی صداقت می برند…
آنهایی که بی بهانه جشن دلتنگی را با بوسه ای خاتمه می دهند♥
را بیشتر دوست دارم…
♥ روزگارتون سرشار از نسیم مهربانی ♥


 
 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 | 02:56 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

وقتی میشه با مهربونی ، کسی رو متوجه خطاهاش کرد ،
وقتی میشه با محبت دلیل شکستش رو بهش یاد آور شد ،
وقتی میشه با یه لبخند کاری رو ازش خواست ،
وقتی میشه …..
چرا با طعنه ، سرزنش ، تحقیر و ….. ؟
به نظر میرسه اولین زبانی که باید یاد بگیریم ، زبان محبت عزیزان


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 | 02:55 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

چه تصویر زیباییست
آنجا که امید و تلاش دست به دست هم میدهند
و دیو سستی و ناامیدی را نقش بر زمین می کنند…


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 | 02:55 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.
وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،
به غیر از زهر شیرینت نخوانم.
تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از توست.
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.
بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما … نوشداروست!
چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،
تنم را در جدایی می‌گدازد


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 | 02:54 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

هيچ چيز خوب تر از آن نيست كه
كسي را داشته باشيد كه
جزءجزء شمارا تحسين كند …
شمارا در سخت ترين لحظات بپذيرد …
وقتي گرفتار ميشويد ياريتان كند …
درهر شرايطي دوستتان بدارد
و
براي داشتن شما " احساس خوشبختي " كند

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393 | 02:54 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

 

 

چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گوید :

چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن ؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟

همایون لبخندی میزند و می گوید : ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو ببینه؟!

چارلز با عصبانیت می گوید : نه! مگه ملکه فرد عادیه ؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!

همایون هم بی درنگ می گوید : خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن

 

خداوند لبخند زد و .... دختر آفریده شد!

لبخند خدا پیشاپیش روزت مبارک

 

 

خواستم به این بهونه پیشاپیش این روز و به همه ی دختر خانم های نجیب سرزمینم مخصوصا دختر های پاک دل و همراه این وب تبریک بگم ... روزتون مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــ


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 05 شهریور 1393 | 09:55 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

به این دلایل دیگران پشت سر شما حرف می زنند

نفرت، ناامیدی، ناراحتی، طرد شدگی، عصبانیت، حسادت، پریشانی، ضعف، شکست، دلسرد شدن، افسردگی، انتقام، آزردگی ، ….

شما هم فقط به این دلیل که یک نفر پشت سرتان حرف زده است، دچار این احساسات شده اید؟ وقت آن رسیده که همه آنها را کنار بگذارید. ما به شما میگوییم چرا دیگران پشت سرتان حرف میزنند و برای کنار آمدن با آن چه می توانید بکنید.

 

چرا آدمها پشت سرتان حرف میزنند

 

 

۱) شما فردی موفق هستید

 

در بسیاری از موارد، آدمها وقتی پشت سرتان حرف میزنند که شما به چیزی رسیده باشید که آنها قدرت آن را نداشته باشند. پیشرفت های حسادت آور است که معمولاً جرقه شروع غیبت پشت سر شما میشود. کسانیکه خیلی موفق باشند معمولاً مجبور میشوند پوسته هنجارهای اجتماعی و فرهنگی را بشکنند. این واقعیت دلیل غیبت کردن دیگران پشت سر شما است، چه در مدرسه، چه دانشگاه و چه محل کار.

خواننده ای مشهور بنام X را در نظر بگیرید. نمیخواهیم بحث کنیم که او خواننده خوبی است یا نه. اما مطمئناً همه شما میلیونها «من از X متنفرم»هایی که در فیسبوک هست را دیده اید. دلیل آن ممکن است این باشد که X بسیاری از هنجارهای سنتی موسیقی را شکسته است.

 

 

۲) به جنبه های خوب زندگی شما حسادت میکنند

 

بگذارید باز مثال بزنیم. آقای X در کمتر از ۶ ماه وارد شرکت ABC شده، ترفیع گرفته و مدیر میشود. آقای Y و خانم Z از دو سال پیش در آن شرکت مشغول به کار بوده و مشتاقانه منتظر ترفیع گرفتن به همان مقام بوده اند. اما این تازه وارد، آقای X، از آنها جلو زده است. آقای Y و خانم Z همه روز مشغول حرف زدن پشت سر او هستند.
ترفیع گرفتن در محل کار فقط یک نمونه بود. واقعیت سخت زندگی این است که وقتی به چیزی که به دست آورده اید یا انجام داده اید حسادت کنند، شروع به حرف زدن پشت سرتان خواهند کرد.

 

 

۳) کار بهتری برای انجام دادن ندارند

 

حرف زدن دیگران پشت سرتان به این معنی است که واقعاً کار بهتر و مفیدتری برای انجام دادن ندارند. مطمئناً همه ما میخواهیم که زندگی مفیدتری داشته باشیم، بسیار پرمفهوم تر از غیبت کردن و حرف زدن پشت سر این و آن. این فقط نشانگر یک واقعیت است: آنها افرادی بیچاره و قابل ترحم هستند.

 

 

۱) هیچ کاری نکنید

 

یکی از اولین کارهایی که باید بفهمید و درک کنید این است که هیچ کاری از دستتان برنمی آید. ممکن است بتوانید یک نفر که پشت سرتان حرف زده است که خاموش کرده یا توجیه کنید اما اینکار را درمورد چند نفر در دنیا میخواهید انجام دهید؟ آیا میدانستید که آدمی مثل استیو جابز هم منتقدان زیادی داشته که از شیوه مدیریت و بازاریابی او و حتی شخصیتش خوششان نمی آمده؟ نکته ای که میخواهیم عنوان کنیم این است که علیرغم هر کاری که در زندگیتان میکنید و میزان موفقیتتان، همیشه آدمهایی هستند که مخالف شما باشند و برای پایین کشیدن شما ممکن است پشت سرتان حرف بزنند.

 

 

۲) بفهمید که آنها هیچ اهمیتی ندارند

 

آدمهایی که پشت سر شما حرف میزنند، در زندگیتان اهمیتی ندارند. اگر واقعاً آدمهای مهمی در زندگی شما بودند، طرف شما بودند، درست است؟ شادی و خوشبختی واقعی شما به پیشرفت و سلامت خود و عزیزانتان بستگی دارد. هر چه که دیگران میگویند، احساس میکنند یا انجام میدهند نباید بر خوشبختی و طرزفکر شما اثر بگذارد. قبل از اینکه دیر شود این مسئله را درک کنید.

 

 

۳) وقتی از آنها میگذرید، با اعتمادبه نفس لبخند بزنید

 

بدترین ضربه به کسی که پشت سر شما حرف میزند این است که ببیند با اعتمادبه نفس کامل به آنها لبخند میزنید؛ لبخندی که میگوید من میدانم که پشت سرم حرف میزنید اما برایم مهم نیست! وقتی از کنارشان عبور میکنید، طوری راه بروید که انگار خوشبختترین آدم روی زمین هستید.

 

 

۴) به حرفهایشان بخندید

 

یکی دیگر از بدترین ضربه هایی که میتوانید به کسانی که پشت سرتان حرف میزنند وارد کنید، شادی و خوشبختی شماست. این واقعیت که این کار آنها اهمیتی برای شما نداشته و اذیتتان نکرده است به معنی شکست آنهاست.

 

 

۵) احساس قربانی شدن نکنید

 

همانطور که احتمالاً تا حالا متوجه شده اید، موقعیتی که دیگران پشت سرتان حرف میزنند به موفقیت شما در چیزی که توسط آنها مورد حسادت واقع شده بستگی دارد. این فقط به یک واقعیت منتهی میشود: از همان ابتدا شما پیروز میدان بوده اید. نقشتان را بعنوان برنده، بازی کنید، جشن بگیرید و از این واقعیت که حتماً ارزشمند بوده اید که درموردتان حرف میزنند، لذت ببرید.

 

 

۶) دستگاه پشتیانی خودتان را داشته باشید

 

بله، همه ما دوستان و همکارانی داریم که مراقب ما هستند. اگر شما اینطور نیستید، دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد زیرا همه ما باید از جایی شروع کنیم، درست است؟ با محبت کردن به اطرافیانتان شروع کنید. هر روز برای مهربان بودن تلاش کنید. با این روش طرفدارانی برای خودتان درست خواهید کرد. داشتن یک سیستم پشتیبانی سالها طول میکشد، پس صبور باشید و هر روز را یک چالش جدید ببینید.

 

 

۷) برای رویارو شدن با آنها خوب برنامه ریزی کنید

 

واکنش بد در چنین موقعیتی کمکتان نخواهد کرد. فقط این واقعیت را ثابت خواهد کرد که از نظر ذهنی تحت تاثیر آن حرفها قرار گرفته اید. آرام باشید و از این مهمتر نشان دهید که شایعاتی که درموردتان شکل گرفته است هیچ اهمیتی برایتان ندارد. اگر لازم است در موقعیتی مثل این برخورد کنید، باید خوب برنامه ریزی کنید. با این افراد پشت درهای بسته صحبت کنید تا کس دیگری از ماجرا باخبر نشوید.

 

 

چشمتان را باز کنید

 

حتماً بسیاری از افراد سرشناس و موفق را می شناسید که مورد انتقاد قرار گرفته اند و توسط کسانی که پشت سرشان حرف میزده اند مورد استهزاء قرار گرفته اند.

آنها چه وجه اشتراکی دارند؟ درکنار این واقعیت که توسط میلیونها نفر مورد انتقاد قرار گرفته اند، در کار خودشان بسیار موفق بوده اند. همه این افراد به آرزوهایشان رسیده اند. اینکه چطور به آرزوهایشان دست یافته اند یا مسیر درستی را برای آن انتخاب کرده اند یا نه, بحث دیگری است که در اینجا به آن نمیپردازیم. نکته مهم موفقیت آنهاست.

 

 

تنها راه موفقیت

 

نه، با دعوا کردن با هر یک نفری که پشت سرتان حرف میزند، موفق نخواهید شد. با احساس ناامیدی و منزوی شدن هم همینطور. تنها راه موفقیت، جلو رفتن و ادامه دادن راهتان علیرغم حرف دیگران است. تنها راه موفقیت همین است


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 04 شهریور 1393 | 12:17 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)

نان تافتون با طعم کارآفرینی

افسانه چک، ۲۲ سال دارد؛ مدیر فروشگاه «پردیس» روستای پاشاکلای آمل است و در نانوایی روستای شاهاندشت آمل به پخت نان مشغول است. افسانه، فروشگاه و نانوایی را در سال ۱۳۸۶ و با کمک همسرش تاسیس کرده و همزمان در رشته‌ی کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مشغول تحصیل است. مصاحبه‌ی با او را در زیر بخوانید:

گفتگو

وقتی که بچه بودید می‌خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
دوست داشتم دبیر شوم و به بچه‌ها درس بدهم.

چه انگیزه‌ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
ابتدا نیاز مالی باعث شد چون بدهی زیادی داشتیم و لازم بود کار کنم ولی بعد علاقه به ادامه کار داشتم.

 

الگوی شما از ای‌نکه خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
مادر من مانند اکثر بانوان شمالی خیلی اهل کار و فعالیت است. ایشان همواره الگو و مشوق اصلی من بوده است.

زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
قبل از ازدواج دانشجو بودم. بعد از ازدواج زود بچه‌دار شدم. متاسفانه در تحصیلم وقفه افتاد و در حال حاضر کار می‌کنم تا فرزندم بزرگتر شود و بتوانم ادامه تحصیل بدهم.

کمی در مورد کسب و کار فعلی‌تان توضیح دهید (شروع کار، گسترش به مرور زمان، تغییر و تحول در خدمات یا محصول ارایه شده و ...)
در محله‌ای که زندگی می‌کنیم نانوایی نبود، به همین دلیل با همسرم که لیسانس مدیریت دولتی دارد ولی شغل مناسب رشته تحصیلی خود پیدا نکرده بود تصمیم گرفتیم نانوایی احداث کنیم. الان من در نانوایی نان سنتی تافتون می‌پزم. یک فروشگاه مواد غذایی هم داریم که کار اداره آن با من است. من فروش و جا‌به‌جایی مواد و نظافت محل را به عهده دارم.

 بزرگترین ترس و نگرانی شما برای شروع کسب و کار چه بود؟ آیا شغل قبلی خود را ترک کردید؟ یا اینکه پیش از شروع کسب و کار خود شاغل نبودید؟
در انجام کار فروشگاه مواد غذایی نگران نبودم ولی در مورد نانوایی به دلیل تازه کاری‌ام می‌ترسیدم نان‌ها خوب از آب در نیایند که البته به مرور با تجربه شدم و نان‌های خوبی می‌پزم.

کمی برای ما از نحوه سرمایه‌گذاری و اهمیت مسایل مالی در ابتدای کار بگویید. آیا مسایل مالی عامل بازدارنده‌ای محسوب می‌شد؟ چگونه بر این مشکل غلبه کردید؟
بله؛ مسایل مالی خیلی مهم‌اند . من همه‌ی اندوخته طلایم را فروختم، از خانواده هم قرض کردیم تا کار را شروع کنیم. هنوز هم کلی بدهی داریم که به مرور می‌پردازیم.

یک روز عادی برای شما چگونه سپری می‌شود؟ برای استراحت‌تان چه کار می‌کنید؟ چه فعالیتی به شما آرامش می‌دهد؟ چطور بین کارِ خانه و کار بیرون تعادل برقرار می‌کنید؟
ساعت شش صبح بیدار شده به نانوایی می‌روم تا ساعت ۱۰ پخت می‌کنم. بعد بر می‌گردم خانه تا ساعت ۱۲ به کارهای خانه رسیدگی می‌کنم بعد از ظهر به فروشگاه می‌روم و عصر دوباره به نانوایی بر می‌گردم برای پخت نان شب. ساعت هشت و نیم به خانه رفته و شام را تهیه می‌کنم و دیر وقت می‌خوابم. فعلا برای سرگرمی کاری نمی‌کنم چون وقت ندارم. البته زمان‌هایی که با فرزندم وقت می‌گذرانم و بازی می‌کنم لذت‌بخش است.

 فکر می‌کنید اداره و تاسیس یک فعالیت کارآفرینانه، چه تغییراتی در شخص شما ایجاد کرده است؟ چه تجربیاتی را از کسب و کار خود به زندگی اجتماعی و خانوادگی خود منتقل کرده‌اید؟
احساس می‌کنم خیلی از نظر اجتماعی رشد کرده‌ام. اعتماد به نفس و تواناییم بهتر شده. تحملم بالاتر رفته. البته خیلی هم خسته می‌شوم و اوقات فراغت کمی دارم. رفت و آمد خانوادگی‌ام کم شده که با اعتراض اطرافیانم مواجه‌ام.

نقش خانواده و اطرافیان خودرا در موافقت خود چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا درگیری‌های سر کار را با خود به خانه می‌آورید؟
خانواده‌ام همیشه حامی و مشوق بوده‌اند. با همسرم همکاریم و رابطه خوبی داریم.

چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت‌بخش است؟
وقتی مشتریان از پخت نان راضی‌اند و تشکر می‌کنند خیلی لذت می‌برم.

در حال حاضر مهم‌ترین مشکل یا دغدغه‌ای که در کسب و کارتان با آن درگیر هستید چیست؟
مشکل خاصی ندارم؛ گاهی نگران رونق کار می‌شوم.

آینده‌ی کسب و کار خود را در کوتاه مدت و دراز مدت چگونه برآورد می‌کنید؟ در خوش‌بینانه‌ترین حالت؟ در بدبینانه‌ترین حالت؟
بدبینانه این است که همین طور بمانیم. خوش‌بینانه هم این است که رشد مالی داشته باشیم و چند شعبه در شهرهای بزرگ بزنیم.

یک خاطره‌ی جالب و تاثیرگذار از کسب و کار و چالش‌های خود بگویید.
بهترین خاطره‌ی هر روزم تشویق مردم بابت کارم است که به نظر همه متفاوت با کارهای خانم‌های دیگر است.

تا حالا شکست خورده‌اید؟ چه راه‌های خلاقانه‌ای را امتحان کرده‌اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
بله البته اول خیلی ناراحت می‌شوم و دنبال راه حل می‌گردم .گاهی هم از اطرافیان مشورت می‌گیرم. همیشه هم مشکل حل شده است.

 چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیت‌تان شده است؟
پر کار و پر انرژی‌ام؛ نظم و انضباط دارم و دلسوزم.

اگر می‌توانستید با تجربه و اطلاعات فعلی خود، به گذشته بازگردید، و به خودتان پیش از شروع کسب و کار خود یک نصیحت کنید، آن نصیحت چه بود؟
خیلی زود بچه‌دار شدم. اگر می‌توانستم بعد از اتمام تحصیل دارای فرزند می‌شدم تا در تحصیلم وقفه نباشد.

 آیا برای بانوان پیامی دارید؟
با توکل به خدا کار کنید .با فکر و تدبیر کار راشروع کنید و نظم داشته باشید تا به خواسته‌های‌تان برسید.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 04 شهریور 1393 | 12:12 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • اریک صدا