
بارون میاد از آسمون
از ابر بی نام و نشون
صدای رعدوبرق میاد
چه ترسی افتاد دلمون
شماله و بارونای خاکستریش
بوی بهشت میاد خدا،چقدتوهستی مهربون
صدای مرغ دریا میپیچه تو گوشمون
چه خوش نوا، چقد هستن فراوون
مسافرا میان باهم،بعضیاشون توی راهن
چه خوشحالن،چندشبی رو هستن مهمون
راستش دیگه ماشینا از درختا بیشتر شدن
توروخدا ببین سر اون میدون
اون قدیما فضایی داشت،صفایی داش
اما حالا دودی میشی پاتو بزاری بیرون
قشنگترین جا تو دلم شماله
شمالی که ازش نمیگذرم آسون
هرجور باشه نجیبه وعجیبه
برچسبها:
تاريخ : شنبه 01 آذر 1393 | 10:34 | نویسنده : tasandehir |
ارسال نظر(9)


