باز رسید وعده ی رزق و روزی از آبی بیکران

باز تو سوار بر قایق چوبی ات بر امواج خزر بی پروا می تازی 

تو میروی و تورت را در دل دریا می گسترانی 

و من با چشمانی لبریز از شوق و تـــرس

رو به این سفره ی پر برکت 

بر روی شن های روان ساحل 

به انتظارت می ایستم ...





انشاالله قایق هیچ صیادی خالی و ناامید به ساحل برنگرده 





برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 18:54 | نویسنده : tasandehir | ارسال نظر(3)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید



  • اریک صدا